على محمدى خراسانى

308

شرح مكاسب (فارسى)

قوله : كما يعتمد : اينكه با احراز رضايت مالك ، اعمال مذكور را انجام مىدهيم اختصاص به معاوضات ندارد بلكه در غير معاوضات از انواع و اقسام تصرّفات نيز مطلب از اين قرار است . [ فى المثل با احراز رضايت و اذن مالك ساعتى در زير سايهء درخت او استراحت مىكنيم ، در باغ او نمازى بجا مىآوريم ، وضوئى مىسازيم و . . . ] : قوله : فالتحقيق : آيا اين فرضى كه تا به حال تصوير كرديم و روى رضايت و اذن مالك تكيه نموديم ، مخالف با كلام مشهور است ؟ منافى با آن است ؟ تبصره و تخصيصى بر كلام مشهور است ؟ خير ، زيرا مشهور مىگفتند : تصرفات و معاملات صبى به عنوان اينكه تصرّف و فعل او است نافذ نيست . و ما مىگوئيم : اذن و رضاى ولىّ نافذ و مؤثر است و در واقع معامله ميان دو كبير [ ولىّ و مشترى ] واقع شده و صبّى حكم آلت را دارد و صرفا طريقى است براى استكشاف رضايت ولىّ و گرنه نقش ديگرى ندارد . : قوله : و لا يعتمد : اينكه از راه اماراتى رضاى مالك را احراز كرديم صرفا در مواقع عادى به درد مىخورد و مفيد فائده است و گرنه در مقام نزاع و دعوا ارزشى ندارد ، دو فرع از صور نزاع : 1 - مشترى مدّعى است كه : ولىّ بچّه به بچّه اذن داده بود و معاملهء من صحيح است . و ولىّ بچّه منكر اذن است و مىگويد : من اجازه نداده بودم و او را منع كرده بودم پس معاملهء تو ارزشى ندارد . در اينجا قول مشترى موافق ظاهر حال و امارات ظنيّهء مذكور است و قول ولىّ موافق با اصل عدم اذن است . و اينجا جاى استفاده از ظاهر حال و ظنون نيست [ اذ لم يثبت جريان العادة على حجّيته حتّى فى